سيد علاء الدين محمد گلستانه
70
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
امام مىدانستند ! « 1 » و از اين حديث ، تقيّهء آن حضرت در بسيارى از امور مبتدعه ، ظاهر شد . و بدان كه علماى شيعه - رضوان اللَّه عليهم - تقيّه را بر امام عليه السلام در جايى « 2 » جايز مىدانند كه رسيدن به راه حق و دانستن مسئله ، موقوف نباشد بر ترك تقيّه و راهى به دانستن حق ، غير از آن قول يا فعلى كه تقيّه در آن واقع مىشود ، بوده باشد ؛ مثل آن كه خلافِ تقيّه معلوم باشد در دين شيعه ، به وجهى از وجوه ، خواه به طريق ضرورت ، مثل شستن پا در وضو و دست بستن در نماز ؛ زيرا كه از تقيّهء امام عليه السلام هيچ كس از شيعه را شكّى عارض نمىشود در آن كه شستن پا و دست بستن ، جايز نيست و مىداند كه اين فعل ، از روى تقيّه صادر شده ، و خواه آن كه طريق حق معلوم شود از دليلى شرعى مقدّم بر آن تقيّه يا مؤخّر بر آن تا بطلان حكم الهى و افتادن مردم « 3 » در ضلالت ، لازم نيايد . و همچنين بر حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در تبليغ احكام ، تقيّه جايز نيست ؛ زيرا كه باعث اضلالِ مكلّفين مىشود و نمىتواند بود كه حق تعالى ، امر حتمى به رسانيدن حكمى به بندگان فرموده باشد و نبى ، به جهت خوفْ ترك نمايد ، مادام كه در خصوص آن امر ، به تقيّه مأمور نباشد ، و اگر مأمور به تقيّه باشد ، امر تبليغ ، زايل خواهد شد و به حَسَب ظاهر ، مانعى نيست از آن كه اجراى حكمى از احكام ، بنا بر خوف بر اسلام يا بر خود نفرمايد ( مثل ترك تجديد خانهء كعبه موافق بناى حضرت ابراهيم عليه السلام ) ، و ترك چنين امرى از آن جهت است كه مأمورٌ بِه نخواهد بود و حق تعالى ، به جهت رعايت مصالح عباد ، امر به آن نفرموده ، خواهد بود . و غرض آن حضرت از آن كه فرمايد : « اگر خوف نبود ، چنين مىكردم » ، اظهار ضعفِ ايمان و نفاق جمعى است و بيان قُبح آنچه در جاهليت واقع شده ؛ ليكن صحّت آنچه در روايت سابقه است ، از اخبار اهل بيت عليهم السلام معلوم نشده و غرض از ايراد آن ، الزام بر عامّه بود و تقيّهء ائمّه عليهم السلام پيش ما ، مثل تقيّهء پيغمبر صلى الله عليه و آله است بر تقدير وقوع در آن كه ايشان در محلّ تقيّه ، به خصوص آنچه مىكنند ، مأمورند و اگر در حالى « 4 » چنين ظاهر شود كه ترك تقيّه نمودهاند ، مثل آن كه حضرت امام حسين عليه السلام در صحراى كربلا با وجود خوف قتل و آنچه واقع شد ، راضى به بيعت يزيد نشد ، يا بنا بر آن است كه مىدانست كه در صورت بيعت ، مفسدهاى اعظم خواهد بود و ممكن بود كه بعد از
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 58 - 63 ، ح 21 . ( 2 ) . ب : « در حالى » . ( 3 ) . الف و ب : - « مردم » . ( 4 ) . ب و ج : « در جايى » .